هی عوضی !!!

هی عوضی ، گوش کن باتوام !!!

 

تو که راه نجات جامعه ی در هم ریخته و به هم پاشیده ی ایران رو توی گرفتن دختر های بی پناهی میدونی که آخر خلافشون یه مانتوی تنگ و کوتاه و یه کم آرایشه !!!!!!!! تو که فکر میکنی امثال این جور دختراجامعه ی پاک و مطهر ما رو به منجلاب فساد می کشونن !!!!!!! خودت هم قبول داری حرفت رو ؟؟؟!!! همه مشکلات جامعه حل شده و فقط همین یه مشکل مونده ؟؟؟؟!!!! تو که حالیت نیست اینجور دخترا نباید پاشون به بازداشتگاه هایی باز شه که هزار جور آدم لاشی و لجن ِ هفت خط توشن !!!!!! تو یی که گیر دادن به کفش و لباس رو بهترین راه حل برای راحتی کثافت های هرزه ی سیبیلو می دونی !!!!!! تویی که به جای جمع کردن این مرد های لش و لوش ِ هرزه ای که راه به راه واسه هر دختر خوب وبدی تو خیابون ترمز میزنن ، به فکر پیدا کردن مظلوم ترین دختر هایی که بی سر و صدا بیان سوار اون ماشین مسخره ات بشن و آبرو ریزی راه نندازن تا توی کثافت کوپنت رو پر کنی  !!!!!  توکه فکرمیکنی همه ی قوس و قزح بدن خانم ها تبرج آفرینه !!!!!!!! تو که فکر میکنی فقط دختر جماعته که میتونه جامعه رو به کثافت بکشونه !!!!!!!! تویی که نگران تحریک شدن آقایون بیماری هستی که 24 ساعته در حال تحریک شدنن !!!!!!! تو که به مرد جماعت حق میدی که هر غلطی دلش خواست بکنه و آخرش زن جماعت رو باعث و بانی انحرافش میدونی !!!! تو که اصلا حالیت نیست درد از یه جای دیگه است !!!!!!!!  تو که ازصبح تا شب عین کفتار منتظری که یه طعمه ی خوب نصیبت بشه تا بتونی حسابی گوشتشو به نیش بکشی !!!!!!! تو که حتی به کاری که داری میکنی فکر نمیکنی تا ببینی درسته یا غلط  ، اثر داره یا بی اثره ؟؟؟!!! تو که کار هات قرقره ی ، چرندیاتیه که کردن توی مخت !!!!!! تو که خودت از صبح تا شب با دید زدن ناموس مردم ، به بهانه ی کنترل ، حسابی دلی از عزا در میاری !!!!!!! هی تو ... چرا یه ذره اون چشم های کورت رو باز نمیکنی که واقعا ببینی دور و برت چه خبره ؟؟؟؟؟!!!!!!!!

 

---

 

پی نوشت صفر : وقتی این متن رو نوشتم هنوز از گشت های ارشاد رسمی خبری نبود و افرادی با قیافه های از نظر خودشون موجه و معقول با لباس و خودرو شخصی ، مشغول خدمت به مام میهن و پاک سازی جامعه از عوامل تبرج آفرین و منحرف کننده بودند .

 

پی نوشت اول : این نوشته خیلی خیلی قبل تر ها ، سال آخر لیسانسم توی بابل و توی یکی از وبلاگ های خدابیامرز ترم ( میگم خدا بیامرز تر ، یعنی قبل از اون سه تایی که اخیراً بستم !!! ) ثبت شده بود ، اون وقت ها فقط و فقط واسه خودم و دلم مینوشتم ... بعداً دوباره توی وبلاگ " از رنجی که میبریم " این پست رو به خاطر سنخیتش با سبک نوشته هام گذاشتم ... اما اتفاقات این چند روزه منو دوباره مجبور به شخم زدن آرشیو مطالبم و بیرون کشیدن این نوشته از لابه لای نوشته های قدیمیم کرد .

 

پی نوشت دوم : ممنون هستی عزیز ، سعیدمهربان  و عروسک دوست داشتنی . هیچ وقت لطفتون رو فراموش نمیکنم . هرگز ... ببخشید ، تبه دیگه !!! یهو میگیره ...

 

پی نوشت سوم : متاسفانه مجبور شدم کاری رو که خودم قبولش نداشتم انجام بدم ... مشکل دوستم حل شد !!! ولی به قیمت یک عمر دروغ ...

 

پی نوشت چهارم : خوب یادمه این نوشته رو توی چه حال و هوایی نوشتم !!! پس بهم خرده نگیرید که چرا این همه فحش آب کشیده و نکشیده توشه ... فقط از آقایون محترمی که این پست رو میخونن معذرت می خوام ، اگه توهینی شد صرفا منظورم یک دسته از انواع خاص آقایون بود که خودتون هم خوب میدونین کم نیستند !!!

/ 48 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
saya

سلام با یه قهوه داغ دیگه منتظرتونم نیاین ار دهن می افته ها نگی نگفتم[چشمک] ضمنا برا نوروز هم یه شعر قشنگ و دلنشین انتخاب کردم.........نوروز هم یادتون نره

هستی

به من بازپس می دهی؟ حالا که رفته ای سرم را،که روی شانه ات مانده و من انگشتانت را به تو می دهم که هنوز بر پوستم می لغزند موهایم؟ دیریست در باد رها کردمشان تا بوی تو را ....

ununoctium

نمی شه آبجی!ما کلی از جون مایه گذاشتیم!نسبت به خبر مرگ و عروسی عکس العمل نشون ندادیم.هر هفته هزاران ساعت خوابیدیم.کلاس پیچوندیم...الکی که نیست!تازه پروسه ی ثبت نامش خیلی طولانیه!تازه باید برامون لینک دانلود شیرینی بذارید!خدایی بی خیال ترینید!

زینب

سلام آنتیگونه عزیز. واقعا که نوش جانشون این حرفهایی که زدی! گیر الکی به دخترها اون هم وقتی خودشون معلوم نیست چه غلطی می کنند!!! [عصبانی]

فريبا

سلام وبلاگت رو دارم به تدريج مي خونم. مطالب جالبي نوشتي. اين چند سطر رو فعلا من باب آشناي واست مي نويسم. من تازه واسه اين وبلاگم دست به كار شدم. دوس داشتي يه سري هم به من بزن. راستي تا يادم نرفته با اجازت بهت لينك دادم. مهفق باشي.بووووس

هِرا

میگم که.... من دلتنگ شما هستم بسی. آنتیگونه عزیز.... فکر نمیکنی وقت آپ کردنه ؟؟

فرشید

سلام آنتیگونه ... [ناراحت] یعنی عمرا نتونم هیچی بگم ... http://rouzmaregiha.blogsky.com/1387/12/14/post-207/

می خواهم بنویسم

سلام ... خوندم و حست رو کاملا درک کردم ... مثل اینکه این روزها پیدا کردن یک مقصر و گناهکار نشون دادن اون راحتتره از حل اساسی مشکل ... فعلا قرعه به نام ما خانومها افتاده که بار گناه رو به دوش بکشیم ... خدا شاهد و ناظره ....با اینکه مطلبت ماله قبله اما خودت رو ناراحت نکن ... این نیز بگذرد ... [گل]

خاطرات ویژه

[اوه] شرمنده ها . نميدونم چرا جديدا توي هر وبلاگي كه ميرم يه 440 تا فحش آبدار دادن به اين گشت ارشاد ! خب شما اصولا بايد ببينين چرا اين حركت شكل گرفته كه مطمئنا نميدونين . البته من به هيچ وجه اين جريان رو از طرف خودم تاييد نميكنم . گشت ارشاد چيزيه كه خود مردم پايه و اساسش رو گذاشتن . من از روز اولي كه راه افتاد در جريانش بودم . اين حركت در جهت تماس هاي مكرر مردم به خاطر ترويج بيحجابي در زمان رياست جمهوري خاتمي رخ داده كه خواستار مبارزه با بدحجابي و جلوگيري از فساد شدند . بعد از اينكه راه افتاد هم بنا بر آمار 90% مردمي كه با 197 تماس گرفتن از اين حركت استقبال كردند و نتايج طرح رو مثبت ارزيابي كردن . خب . پس ميبينين كه اين طرح از مريخ نيومده ! كساني خواستند اجرا بشه كه در حال حاضر اكثريت رو در دست دارند . متوجهين كه ايشالا ! من به خاطر اسم وبتون اومدم اينجا و اتفاقي اين مطلب رو خوندم و چون خودم زماني راننده ي يكي از همين گشت ها بودم اين توضيحات رو دادم . اميدوارم كه نرنجيده باشيد . [لبخند]