همیشه شعبان یک بار هم رمضان …

این روز ها کمی دل گرفته ام ‼! یعنی شاید بهتر است که بگویم گیجم … چقدر گاهی تجربیات آدم ها متفاوت از هم می شود ‼! یعنی هم تجربیات آدم ، با آدم های دیگر متفاوت می شود و هم تجربیات خود آدم با تجربیات خودش متفاوت می شود … ( خودم هم نفهمیدم چی گفتم ‼! اگر شما هم نفهمیدید به گیرنده های خود دست نزنید ، اشکال از فرستنده است که خودش هم هنگ کرده ‼! )

مخلص کلام اینکه این روز ها دست و دلم به نوشتن نمی رود … شاید احتیاج به استراحت دارم ‼! انگار چیز های مهم تری برای فکر کردن داشته باشم ، نمی توانم فکر و ذکرم را یک جا متمرکز کنم … دروغ چرا ‼! خسته ام …

کماکان در "قهوه ی قجری" مینویسم ، هرچند گنگ ، ولی همیشه هیجانات آنی خودم را آنجا تخلیه کرده ام و به همین خاطر دوستش دارم ‼!

این را نگذارید به حساب اینکه دارم اطوار در می آورم … نه ‼! باور کنید گاهی آدم در زندگی به جایی می رسد که چشمه ی خلاقیتش خشک می شود و باید منتظر یک اتفاق بماند تا دوباره بتواند بنویسد … و من حالا در مرحله ی خشکسالی به سر میبرم ‼!

شاید این ننوشتن خیلی ها را برنجاند ‼! اما معنیش عزلت نشینی نیست … می آیم و می خوانمتان ‼! بالا غیرتاً باور کنید … 

دعا کنید هرچه خیر است اتفاق بیفتد ‼!

بر می گردم …

یا حق  

/ 87 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خانم پر

خدایا ازت خواهش میکنم هر چی خیر صلاح برای دوست نازم رقم بزن.. الهی امین یا رب العالمین..[ماچ]

هستی

آني برگرد[گریه]

زینب

سلام عزیزم. کجایی تو؟! [قلب]

سمیه

آنی جونم!احتمالن دلگرفتگیتون رفع نشد؟