من کی اَم ؟؟؟!!!

دیدیم مد شده همه میان از خودشون مینویسن و تریپ INTRODUCTION بر میدارن ، ما نیز به تقلید از دیگران خواستیم در وصف اوصاف بی مثال خود کیبورد فرسایی نماییم ، تا همگان از آشنایی با ما بسی مشعوف گردند !!! ( چه از خود راضی !!!‌ اَه اَه ... )

جان شما نمیگذرم ازتون اگه تا آخر این پست رو نخونین و Page‌ رو به علامت اعتراض ترک کنید ...

اگه رفتم معتاد شدم ، افتادم گوشه ی جوق ِ آب بدونین تقصیر اوناییه که این پست رو نخونده از Page   ام رفتن بیرون ...

و اینک ... دیری دیرین !!!  آ * ن * ت * ی * گ * و * ن * ه  وارد میشود ...

 

-----

یه دخترم ، مثل همه ی دخترا ...

توی یه شهر زندگی میکنم ، مثل همه ی شهر ها که البته به واسطه ی پایتخت بودنش یه کم از بقیه ی شهر ها مزخرف تره ...

اسمم "  آ * ن * ت * ی * گ * و * ن * ه "  نیست !!! ولی یه جور هایی این اسم 7 – 8 ساله که به سرنوشت و زندگی من پیوند خورده !!! ( غیب گفتم ... آیکون نوستراداموس !!! )

26 ساله و مجرد . ( الان دیگه ، واقعا ً واقعا ً واقعا ً مجرد ... )

قصد ازدواج هم ندارم ... بی خود اصرار نفرمایید !!! ( آیکون "  آ * ن * ت * ی * گ * و * ن * ه " با لپ های گل انداخته و در حال نظاره ی گل های قالی از شرم  ِ فراوان ، مثلا ً ً!!! )

با خانم والده ی محترم تنها زندگی میکنم .

سال 76 برای همیشه ، زندگیم از وجود پر برکت یه مرد بزرگ خالی شد ... رفت و  برای همیشه حسرت بی پدری رو برای من به یادگار گذاشت !!!

تربچه خانم ، که گاهگاهی توی نوشته هام ازش اسم میبرم خواهر زادمه و اسمش نگار خانمه .

یه برادر دارم و یه خواهر ، که هردوشون ازم بزرگ ترند .

عاشق خانواده ی کوچولومونم .

لیسانسم رو توی رشته ی در پیت ِ مهندسی صنایع گرفت .

الان هم دانشجوی فوق لیسانس رشته ی در پیت تره مدیریت صنعتی هستم .

یه بار توی زندگیم واقعاً واقعاً واقعاً عاشق شدم ، که حالا همون رو هم از دست دادم ... ( حالا میفهمم فرق اینکه جدی جدی عاشق بشی با وقتی که فکر میکنی عاشقی چیه !!! )

توی یک شرکت کاشت دکل های موبایل ، در نقش آچار فرانسه مشغول به خدمت به ملت شهید پرور و همیشه حاضر در صحنه میباشم .

و فی الحال نیز پست حساس و پر مخاطره ی کته بانو گری نیز به نقش های متنوع و استراتژیکمان افزوده گردیده است ... ( آیکون کوزت در سرزمین عجایب !!! ها ؟؟؟!!! آها اون آلیس بود که در سرزمین عجایب بود !!! حالا !!! هرچی .... )

اوقات فراغت و غیر فراغتمان را چارچنگولی در پشت کیبورد میگذرانیم ، همواره !!!

عاشق نقاشی هستم !!! گاهگاهی قلمی میگردانیم و هنری خرج عالم بشریت میکنیم ... رنگ روغنی به بوم میپاشیم و نقش فرشی به صفحه ی چهارخانه ی دل میسپاریم !!!

همه جور کتاب میخونم !!!‌ هرچی گیرم بیاد ... به قول یه عده از دوستان هَوَل ِ کتاب می باشیم بسیار زیاد !!! ( صد البته ، کتاب های درسی رو از این قضیه مستثنی کنید !!!)

توی یه دوره ای از زندگیم شعر هم میگفتم ... با مرگ بزرگ مرد زندگیم ، تمام ذوقم رو تبدیل به یک رباعی کردم و سنگ قبر اون مزین به غمنامه ی من شد  !!!‌  بعد از اون ماجرا کرکره ی خلاقیت رو کشیدیم پایین و در ابتکار رو هم تخته کردیم  ...

کشته مرده ی پیاده روی هستم !!! اون هم کیلومتر ها زیر بارون پاییزی ... ( قابل توجه عزیزانی که دلشون پیاده روی از میدون تجریش تا میدون راه آهن میخواد !!! دنبال یه پایه میگردم ... کسی داوطلب نیست ؟؟؟!!!‌ برای ثبت نام به بخش نظرات مراجعه فرمایید ... با تشکر  )

موزیک رو دوست دارم ... همه جورش رو !!! چون معتقدم که هر نوع از موسیقی برای یه شرایط خاص مناسبه و موسیقی بد نداریم !!! فقط موزیک باید در جای مناسب خودش شنیده بشه که به دل بشینه و از همین حرف ها دیگه  ....

توی زندگیم دوست زیاد داشتم ، ولی رفیق کم !!! ( واسه من معنی رفاقت خیلی وسیع تر از دوستیه و خیلی هم برای رفاقت ارزش قائلم  ... )

تموم زندگیم نوشتن بوده و هست ... چه قبلا ً ها که توی دفتر خاطرات مینوشتم ، چه الان که توی وبلاگ مینویسم  !!!

تا حالا توی عمرم ورزش نکردم !!!

کشته ، مرده ی شیرینی و شکلات و آیس پک خامه دار و کره ی بادوم زمینی و پاستیل و آب انار و فرفره و بام و هویج بستنی ِ خوشمرام و قلیون و عروسک های خنگ ِ ابله و بارون و کلاغ و تفریحات متنوع و گوناگون با سوسک و شنا می باشم . ( خالی بندی محض بود این قسمت شنا ... چون من از آب میترسم  !!! ) 

خلاصه اینکه یه دیوونه ی به تمام معنا ، که نمیشه هیچ کدوم از کار هاشو پیش بینی کرد ...

 

/ 17 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختر نارنج و ترنج

سلام دختر خوب 26 ساله مجرد شیطون بلا، خوبی؟؟؟؟ مرسی از اینترودیوس خودت. البته خیلی از توضیحاتت توی نوشته هات قابل احساسه، و من خیلی دوست دارم با تمام روحیاتت. امیدوارم همیشه خونواده کوچیکتون پابرجا باشه و جمعتون همیشه جمع باشه. در ضمن من هم شنا بلد نیستم، چون از آب می ترسم!!!

دختر نارنج و ترنج

راستی، برای پیاده روی حتما هستم باهات! داشت نکته به این مهمی رو یادم می رفت.. می بینی خواهر؟؟؟؟

محمد

سلام همه رو خوندم نه یک بار که دو بار راجع به پدرتون متاسفم راجع به شنا حتما یاد بگیرید راجع به پیاده روی فوق العاده است اومدم تهرون حتما از قبل هماهنگ میکنیم راجع به رشته تحصیلی رشته خوبیه ناشکر نباشید راجع به ازدوج یه کم تجدید نظر کنید راجع به موسیقی کاملا موافقم اما سنتی یه چی دیگه هست راجع به خلاقیت از نو شروع کنید و راجع به کلاغ وسوسک خیلی باحال بود تشریف بیارید باعث خوشحالیه

محمد

راستی بی اجازه لینکتوم کردم اشکال که نداشت؟

محمد

لینکتون کردم اشتباه نوشتم

من که اهل رفتنم

متاسفانه منم قصد ازدواج ندارم والا...[چشمک] این تربچه خانومو بماچ

روح عاصی

عجب تفاهماتی ......................... مخصوصا همه اش. مخصوص تر پیاده روی رو من پایه ام .گفتی خوشمرام هم محلی ؟

سعید(یادگارهای یک درخت)

1 سلام یادمه که داشتم واسه این مطلبت کامنت می زاشتم ولی یادم نیست که ارسال هم کردم یا نه چون رئیس اومد من پریدم بیرون به هر حال دوباره می نویسم یه پسرم اما نه مثل همه پسرای دیگه تو یه شهرم شدید احساس دلتنگی می کنم حتی اگه پایتخت هم باشه فرقی نمی کنه اسمم سعید نیست اما این اسم یه ساله که با من گره خورده بخاطر بعضی مسائل که تو آپ 12 اسفند می گم متولد تیر ماه 1387 در شرف دونفر شدن اما خیلی می ترسم از این دونفر شدن سال 79 بدترین اتفاق عمرم افتاد و اون رفتن عشقم از زندگیم بود.... همیشه تو حسرت بودم اما نه حسرت داشته هام حسرت نداشته های بی شمارم.... می گن گرافیستم ولی در حال حاضر احیانا انبار دارم ولی در کل علاوه بر آچار فرانسه بودن چند مدل آچار بکس و لوله بازکن و ... هم هستم یه موقه ای طراحی مدادی می کردم و کار معرق ولی از همون سال 79 دیگه دست به هیچ کدوم نزدم.... همه جور کتاب نمی خونم ولی اگه پا بده اگه کتاب 2000 صفحه ای هم باشه یکله می خونم (اینکار رو کردم واقعا یه کله ها) تو موسیقی غیر قابل پیش بینی هستم یهو می بینی رو شیش و چهارم یهو تو مایه های اشک و آه و ... با شیرنی و شکلات موافقم بد رقم

سعید(یادگارهای یک درخت)

2 قلیون هم اگه پابده عاشق عروسکهای کوچولو هستم مثلا این کلاغ چلاقه خیلی ماهه از سوسک بدم می یاد ولی از آب نمی ترسم یه دیونه ی به تمام معنا شاید غیر قابل اهلی شدن

سهیل

ااااااااا- پس که اینطور. مطالب وبت با پروفایلت خیلی متفاوته. یعنی به هم نیخورن اما هردو زیبان.- راستی کل پیاده روی هاتو رو هم جمع کنی فک نکنم یک سوم پیاده روی های من بشه.[نیشخند] -خوبه. پس بهت خوش میگذره. ایم به کام.[گل]