و او نیز قربانی سادگیش شد !!!

دینگ ... دینگ ... دینگ ...

تلفن رو با عجله از توی کیفم در میارم ، به امید اینکه تو باشی ...

ولی تو نبودی !!!

دیگه حتی اون تلفن ها و sms  های گاه به گاه هم که حکایت از دلتنگیت داشت قطع شده ... فراموش شدم ، فراموش !!!

" Check your email if it is possible."

رسیده نرسیده لپ تاپ رو از توی کمد در میارم تا زودتر ایمیلم رو چک کنم . توی دلم غوغاست . خواه نا خواه همه چیز رو به تو ربط میدم . نکنه فهمیده !!! دلم نمیخواد کسی بدونه چی بینمون گذشته . بذار بین دوست هام من به بی وفایی شناخته بشم نه تو ...

ولی کدوم ایمیل ؟؟؟!!!

" Which of them?"

آدرس یکی از gmail هامو میفرسته ...

اَه ه ه !!! این کامپیوتر لعنتی هم که بالا نمیاد ...

توی این هاگیر و واگیر فحش و فحش کاری با کامپیوتر و ابراز ارادت به جد و آباد جناب رئیسم که شادی از اون ور جالیز داد میزنه که سایت T 2190 ، به کدومBSC میزنه ؟؟؟!!! بدو بدو که دارم میرم نوکیا دیر شده و پشت بندش کلی قربون صدقه ...

ما هم که خراب رفیق !!! کار اونو راه میندازم ... ولی هنوز دارن توی دلم رخت میشورن !!! خیلی وقته ازش خبر ندارم ... نکنه واسش اتفاقی افتاده ؟؟؟!!! قبلاً اینقدر رسمی sms نمی داد ... یعنی چی شده ؟؟؟!!! این روز ها عادت کردم به شنیدن خبر های بد و دیدن اتفاق های افتضاح !!!

ایمیلم با هزار تا سلام و صلوات و من بمیرم و تو بمیری باز میشه ... روزگار رو نگاه تو رو خدا !!! gmail‌ هم خودش رو واسه ما لوس میکنه !!!

دیگه آماده ی آماده ام واسه شنیدن یه خبر بد ...

نـــــــــــــــــــــــــــــــــــه !!! چیزی رو که میخونم باور نمیکنم ...

چی کار میتونم براش بکنم ، جز آروم کردنش و جز گرم کردن دلش به رفتن راهی که خودم هم قبولش ندارم .

من که اونو میشناسم . خوب هم میشناسم . نگم از خودم بیشتر ولی به اندازه ی خودم میشناسمش . چرا ازش غفلت کردم ؟؟؟!!! 2 سال پیش که من پیشش بودم پس چرا گذاشتم اینقدر ازم دور بشه ؟؟؟!!!

شاید بشه یه کار هایی هم کرد ، ولی به چه قیمتی ؟؟؟!!! به قیمت یه عمر تحمل زجر دروغ گفتن به کسی که قراره زندگی مشترکش با اون رو روی پایه های صداقتش بسازه یا به قیمت تحمل یه خروار غصه ی اشتباهی که ناخواسته و از روی عشق به سمتش کشیده شد .

میگه اول امیدم به خداست و بعد هم به تو ...

ساده تر و عاشق تر از اونی بود که بخوام بگم موقع این لغزش به عاقبتش هم فکر میکرده .

ازش میخوام که مطمئن بشه و توی دلم خدا خدا میکنم ، اونی که خودم و خودش فکر میکنیم نشده باشه . اینطوری همه چی به خیر میگذره و فقط وجدان درد از یه گناه که نه ، از یه اشتباه بچه گانه براش میمونه ...  

ما آدم ها عجیب گاهی بچه میشیم !!! ساده میشیم و بی فکر ...

نه شماتتش میکنم و نه نصیحت !!! شاید اگه خودم هم توی شرایط اون بودم ، همین کار رو میکردم شاید هم نه . نمیدونم ؟؟؟!!! من که جای اون نیستم ... با این فکر ته ته های دلم یخ میکنه !!! چرا الان اون اونجاست ؟؟؟!!!

دستم رو میزنم زیر چونه ام ، هد فون رو میذارم توی گوشم و آلبوم پاییز طلایی فریبرز لاچینی میبرم توی فکر و خیال ...

یاد اون روزی افتادم که اومد و گریه کرد و گفت که به خاطرش خودکشی کرده . یاد اون روزی میفتم که گفت با پدرش صحبت کرده . و یاد اون روزی که داستان جداییشون رو برام تعریف کرد .

فکر و خیال ولم نمیکنه و نگرانی و دل گرفتگیم و علامت سوال های جور واجوری که توی سرم خاموش روشن میشه و چشمک میزنه ...  

چی کار باید بکنم ؟؟؟!!!

چطور کمکش کنم ؟؟؟!!!

آیا درسته ؟؟؟!!!

آره ؟؟؟!!!

نه ؟؟؟!!!

نمیدونم ...

---

 

پی نوشت : متن ایمیل رو هم توی پستم آورده بودم ، که بعداً به صلاحدید شخص شخیص خودم حذفش کردم چون فکر کردم اینقدر واضح نوشتم که بشه فهمید آب از کدوم سرچشمه گل آلوده !!!

/ 57 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هستی

آني نازنينم نگرانتم خيلي.. يه خبري از خودت بده

هستی

آني نازنينم نگرانتم خيلي.. يه خبري از خودت بده

راستین

با نظرت موافقم ما آدم ها به راحتی گول می خوریم چون تفکر نمی کنیم. یعنی زیاد فکر می کنیم اما تفکر نه... به من سر بزن و نکات جالبی برای اهل تفکر دارم

ارغوان

زندگي زيباست...[گل][لبخند]

هستی

آنتیگونه عزیزم خیلی نگرانتم خیلی ..بیا یه خبری از خودت بذار ..درد خودم یادم رفته بس که دلم هزار راه میره که چه بلایی سرت اومده

حاجی

مرد مومن( اضافه بفرمایید زن مومنه).... شما در امور دیگر زندگی هم حاضر به پذیرش این همه تناقض هستی آیا کسیو قبول داری که نمی شناسیش... و نه بلکه شناختت می گه که اصلا موجود نیست؟ والله

setayesh

jaleb bid va ziyad matlab nadare[زبان]eshkal nadare pishraft mikoni moafagh bash[خجالت][گل]