ســـــــوتــــــــی !!!

خوشمان آمد !!!

هنوز مرکب پست قبلیم خشک نشده طی یک پیشنهاد زیر زمینی دعوت شدم به یه بازی جدید ... اونم چه بازی ای !!! اووووووم ... به به ...

نیلوفر عزیز دعوتم کرده به نوشتن یکی از خاطرات کودکی ! البته به زمانش که نگاه میکنم میبینم خیلی هم کودک نبودم ، ولی یه نسبت سر انگشتی بین سن الانم و سن اون موقع بهم میفهمونه که دهنم رو ببندم ...

البته من هم به رسم همه بازی ها ، دعوت میکنم از هرکی دوست داشت ، که توی این بازی شرکت کنه !!! یه جور هایی یاد آوری روز های قشنگ رفته است ، من که خیلی دوستش داشتم !!! خلاصه هر کی دلش خواست ، بسم ا...

یادمه اول دبیرستان بودم ، یه روز دختر خاله ام که یه دوست پسر همسن و سال خودش  داشت بهم زنگ زد و ازم پرسید ”  آی وانت تو فـــ ... ک یو ” یعنی چی ؟؟؟!!! دوست پسرم بهم گفته … منم که اون موقع ها قاق !!! با خط خوش توی صفحه ی اول دفتر تلفن یادداشتش کردم که مبادا خدای نکرده زبونم لال روم به دیوار از خاطرم بره و در راه تحقیقاتم با شکست مواجه بشم ، بعدش هم که عنر عنر با اعتماد به نفس ِ در حد درخت چنار پاشدم رفتم از برادرم پرسیدم یعنی چی ؟؟؟!!! برادرم یه کم بــــِربـــِر نگاهم کرد و سبز و سرخ و بنفش و نارنجی شد و گفت ” نمی دونم ، فکر نکنم انگلیسی باشه . ” من هم که شاسکول ماسکول ، باورم شد !!! رفتم به دختر خالهِ گفتیم انگلیسی نیست … اون هم سه پیچ که نه جون ِتو انگلیسیه و این حرف ها !!! نیست من هم اوصولاً آدم فوضولی نیستم اصلاً ، گیر دادم ببینم این جمله یعنی چی ؟؟؟!!! این دفعه رفتم از خواهرم پرسیدم … یه مقدار منو هوین ژووووری زُل زُل نگاه کرد ، بعد که یه کم حالش جا اومد ازم پرسید کی اینو بهت گفته ؟؟؟ گفتم فلانی !!! گفت تا حالا معنی شو از کی پرسیدی ؟؟؟ گفتم داداش !!! یه دونه محکم زد تو سرم و گفت خاک تو اون سرت !!! ابله محترم ، معنیش اینه که من میخوام تو رو آره !!! یه نَمه نگاهش کردم که یعنی نفهمیدم چی گفتی ؟؟؟!!!‌ واقعاً هم نفهمیده بودم منظورش از آره چه جور آره ای بوده خـــــــــــــــوب !!!‌ خلاصه بچه امون نشست با حوصله توجیهات لازمه رو انجام داد و تازه یه کم هم میزان توجیهاتش زیاد تر از سن و سالم بود البته …

---

نتیجه ی اخلاقی ١) چقدر من حیوونکی بودم !!! نازی ...

نتیجه ی اخلاقی  ٢) وقتی یکی میپیچونتون ، گیر ندین !!! بپیچین دیگه ... دهـــــــه !!!

نتیجه ی اخلاقی ٣) دیکشنری رو یه بزرگواری زحمت کشیده و برای شما نوشته ...

نتیجه ی اخلاقی ۴) بعداً یه حال اساسی از این دختر خاله ام گرفتم !!! ( البته این نتیجه واسه دختر خاله ام بیشتر اخلاقی بود و صرفاً برای اطلاع شما عزیزان ذکر گردیده و هیچگونه ارزش قانونی ندارد ... )

نتیجه اخلاقی ۵) دوست پســر عزیز ، هر چی رو هر جا میشنوی نیا بذار کف دست دوست دخترت !!! یه کم هم به فکر آبروی دختر خالـــه ی دوست دخترت باش جانم !!!

نتیجه اخلاقی ۶) من حوصله ی دانشگاه رفتن ندارم !!! ( اینو دیگه خدایی خودم هم نمیدونم از کجای این پست میشد نتیجه گرفت ... )

/ 79 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هستی

چه جسارتی عجب اراده ای می خواهد چه بی محابا لب گشودنی چه دل به دریا زدنی چه بی واهمه گوش فرا دادنی برای منی که به ساده ترین کلماتت شکیب از دلم رخت بر می بندد چگونه میسر شود که به جستجوی نوشته های تو باشم؟ اگر جایی دفتری ز تو باشد - بگو چگونه که تاب آورم که نباشم؟

زینب

سلام. هنوز آپ نکردی آنتیگونه عزیزم؟! منتظرم.

lady sharare

تقریبا مشابه این سوتی رو منم دادم ! مربوط میشه به پستی که میخواستم فردا بذارم ! خداییش آدم بد ضایع میشه [خنده]

عماد

نتیجه اخلاقی هفت: همه ما وقتی بچه بودیم غنچه بودیم. به گلها هم دست نمی زدیم چون شاپرک نیشمون می زد. اما الان خودمون گلیم و ماشالا هزار ماشالا بزنم به تخته شکوفا شدیم اساسی

هاD

دعوتتون به بازی انجام شدا

نوشی

چرا به روز نشدی ؟ توی بلاگم زده بود به روزی ؟ [سوال]

حاجی

اولا اون تمرینی که نوشته بودم حد اقل یه بار انجام بدید خیلی اذتبخشه( به شرطی که ذهنتون خیلی مشغول نباشه و وقت داشته باشید)... دوما من هم یه پست داشتم که بی شباهت به این بازی شما نبود ... ولی از آنجایی که نمی خواستم پررو بشید([چشمک]محض شوخی عرض کردم) اون موقع نگفتم (لینکش کردم)‌فرقش با شما اینه که من تو این قضیه حالت فعالانه داشته ام و شما حالت منفعلانه...

خاطرات ویژه

حالا من يه بار يكي ازم پرسيد اين جريان رو يكي بهم گفته يعني چي ؟! ( از وب نويس ها بود البته ، ولي مثبت !) هيچي ديگه 20 خط مقدمه چيني كردم براش ، آخر سرم يكمي توضيح دادم كه يعني چي ! [شرمنده][شرمنده][اوه]