آدم شدن یا نشدن ؟! مساله این است ...

اصولاً آدم ها از دید من دو دسته اند:

1 - آدم های با چشم و رو

2- آدم های بی چشم و رو

و از اونجایی که من توانایی بالقوه ای و شایدم بالفعلی در خصوص متصاعد سازی حماقت از خودم دارم، دور و برم پر شده از آدم های بی چشم و رویی که توی یه دوره ای از زندگی عین دور از جون شما، حیوانات اهلی سواری دهنده بهشون سواری دادم و از همه جا واسه اشون مایه گذاشتم و سر آخر به قول یارو گفتنی با یه یالا و ای ولا آنچنان پس گردنی خوش تراشی زدن بهم که بعدش هزار بار خدا رو شکر کردم که دمت گرم خدا که لا اقل این گردن رو محکم گرفتی که نشکنه و بعدش هم خیلی آروم و سوسکی زدیم بغل و ما بقی ماجرا ...

القصه که چرا اینجوری شد که من اینجوری شدم و اینا بماند ولی بگیرین سر رشته رو از اینجا که توی یه مدت کوتاه 2-3 ماهه آنچنان خوش خوشانم شده از اینهمه لطف آدم های به ظاهر رفیق که حس میکنم باید تنها یی هام رو با خودم قسمت کنم و عطای برخی رفقای به ظاهر رفیق رو به لقاشون ببخشم ...

بالاخره باید یه جا سر آدم بخوره به سنگ دیگه !!!

ولی اینکه آدم میشم یا نه رو، خودم هم نمیدونم ...

/ 16 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سهیل

خوبی؟

راحله

همیشه بهاری باشی گلم [گل]

سهیل

یک سال گذشت... [نیشخند] خوبی؟ نیستی که بازم...

پسر خورشید

سلام با یه " نظرسنجی درباره غدیر " به روز هستم دوست دارم بیایی و نظرتو بگی یاعلی

نوستالوژی

سلام آنی گلم...چطوری؟انشالله آدم هم خواهی شد[زبان]

مینا

سلام...جالب بود دختر جون.[گل]

سهیل

سلام... خوبی آیا؟ نمیدونم چی بگم... اومدم فقط بهت سر بزنم ! [گل]

سهیل

نبودی دکتر... امیدوارم خوب باشی...[گل]

حاجی

مثلا خیر سرت اندفعه اومدع بودی که مثل آدم بنویسی راستی سلام اوضاع خوبه؟