بهارانه

بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذرنگی،
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو،
بوی یاس جانماز ترمه مادربزرگ،
با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خستگیمو در می‌کنم.

انگار الکی الکی بزرگ شدیم . یه نگاه به خودم میندازم تا باورم بشه که دیگه نه بوی عیدی ، نه بوی کاغذ رنگی و نه حتی بوی ماهی دودی ، اشتیاق اومدن عید و بهار رو توی عمق وجودم بیدار نمیکنه و قاب عکس روی دیوار کافیه تا به خاطرم بیاره که دیگه مادر بزرگی نیست تا بوی یاس جانماز ترمه اش همه جا رو پر کنه .

شادی شکستن قلک پول،
وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد،
بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب،
با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خستگیمو در می‌کنم.

نه دیگه از عیدی خبری هست و نه از سفره ی قلمکار هفت سینی که دورش جمع بشیم و ته دلمون خدا خدا کنیم که زودتر سال تحویل بشه تا سهممون رو از اسکناس های تا نخورده ی لای قرآن بگیریم . هر کدوم یه جاییم !!!

فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه ،
شوق یک خیز بلند از روی بوته‌های نور،
برق کفش جفت شده تو گنجه‌ها،
با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خستگیمو در می‌کنم.

دیگه کفش ها برق نمیزنه ، آخه مد عوض شده !!! کی دیگه اون کفش های براق رو میپوشه ؟؟؟!!! اصلاً کی دیگه واسه عید کفش نو میخره ؟؟؟!!! اشتیاق کودکانه ی خرید عید ... دلم برای اون روز ها تنگ شده !!!

عشق یک ستاره ساختن با دلک،
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه،
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب،
با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خستگیمو در می‌کنم.

بچه ها همه به زور گاج و قلم چی و پیک گل واژه شدن شاگرد زرنگ و علامه ی دهر !!! نه جریمه ای ، نه ترسی ، نه لرزی ... دیگه هیچ جا گل محمدی پیدا نمیشه که بشه لای کتاب گذاشت تا خشک بشه و عطرش صفحه های کتاب رو معطر کنه ولی تا دلت بخواد همه جا پر شده از گل های عجیب و غریب !!! حیف ...

بوی باغچه، بوی حوض، عطر خوب نذری،
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن،
توی جوی لاجوردی، هوس یه آب‌تنی،
با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خستگیمو در می‌کنم...

خونه ها آپارتمانی ... نه حوضی ، نه باغچه ای و نه حتی جوی آبی !!! نذر ها هم که همه پولکی شده ... فلان تومن نذر فلان چیز !!!

به چی این سال ها باید دل خوش کرد ؟؟؟!!!

---

پی نوشت صفر : امسال میشه ١٢ سال ... کاش بودی !!! از وقتی که تو رفتی دیگه بهار به خونه ی ما نیومد !!! هنوز غم نبودنت تازه است ...

پی نوشت ١ : به رسم همیشه ، باز هم آخرین پست سالیانه ام  کودکانه بود . اما اینبار با دلی گرفته و شکسته !!!

پی نوشت ٢ : بدترین سال زندگیم ، سال ٨٧ بود خوب شد که تموم شد .

پی نوشت ٣ : با وجود همه اینها سال نو مبارک . برام دعا کنید .

پی نوشت ۴ : آخرین پست ٨٧ .

/ 41 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فريبا

سلام سال نو دوست جديد من مبارك باشه. اميدوارم سال رسيدنت به آرزوهاي ديرينه ات باشه. قلمت همچنان سبز شاد شاد شاد باشي![ماچ]

خانوم زیگزاگ

خونه‌ی ما هم یه سه سالی می‌شه که عیدی نداره... مامان‌بزرگا که می‌رن انگار همه‌ی سنت و عید و هر چیزی رو با خودشون می‌برن!!! امیدوارم سال 88 بهترین روزها رو داشته باشی... من شما رو به یه بازی دعوت کردم!!! شاید مفتخر شدیم به اینکه پست 88 رو با بازی شورو کنی!!![نیشخند]

میم مثل باران

جانمان را بلبمان رساند این سال87 بهتر که تموم شد!! نوروز خجسته باد!![گل]

سهیل

سلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام/ سال نو مبارک.[گل]

ایمان

عیدت مبارک[گل] پای حاج خانوم نوز تو گچه ..نه؟[وحشتناک]

نازبانو

ناگهان چقدر زود بزرگ شدیم ...دلم برای عیدهای خوب بچگیم تنگ شده آخ یادش بخیر دامن صورتی پرچین با یک پاپیون سفید خوشگل ......لباس سفید با آستینهای توریش آخ یادش بخیر ....... کفشهای عروسکی سفید چه ذوقی داشتم دلم نمی اومد باهاشون راه برم ....به مامانم می گفتم کفشهام خراب میشن بابایی بغلم کن وای خداجون باورم نمیشه1/1/88 .24 ساله شدم چشمی بهم زدیم و دنیا گذشت می ترسم یه روزی که دارم خاطرات کودکیم رو مرور میکنم موهای سرم مثل دندونهای مصنوعی مادربزرگم سفید سفید شده باشه و بگم آخ یادش بخیر بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذرنگی، بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو، بوی یاس جانماز ترمه مادربزرگ، با اینا زمستونو سر می‌کردم، با اینا خستگیمو در می‌کردم.جدی جدی چرا اینقدر زود بزرگ شدیم شاید به خاطر این هورمونهایی باشه که به خوردمون میدادند[ناراحت]

بانو

عزیزم مامان من آرزو بدل رفت........ ایشالا مادرت عروسی تو ببینه با یه آدم حسابی[نیشخند]

سیروس

سلام دخمل سال نو مبارک امیدوارم سال خوبی رو شروع کرده باشی [پلک]

من که اهل رفتنم

آرزو که آخر همین سال بنویسی بهترین سال زندگیم 88 بود. چه حیف که تموم شد. کاش 89 از این هم بهتر باشه[ماچ]

فرشید

[ناراحت] (به جای این که کلی چرت و پرت بنویسم فکر کنم این اسمایل گویای همه چیز باشه)