تشویش ...

یه روز هایی هست که خیلی خوب نیست. حالت خوب نیست. اتفاق های دور و اطرافت خوب نیس. یعنی یه جور هایی از در و دیوار برات ناراحتی میباره. 

الکی بدی. بهونه میگیری. سعی میکنی خوب باشی ولی نمیتونی. نه آب سرد جواب میده، نه چای سبز و نه آرام بخش های روزانه.

همه چی مثل هر روزه ولی توی دلِ تو غوغاست. اصلاً انگار میکنی دارن توی دلت رخت میشورن.

دلت میخواد گریه کنی. اشک میشه یه پرده و میاد جلوی چشمت رو میگیره. الکی ؟!

نمیدونم ...

شاید الکی باشه، شاید هم نباشه ...

یه بار که با یه رفیقی در مورد حساسیت های این روزهام صحبت میکردم، بهم گفت که طبیعیه و اقتضای شرایطیه که من دارم میگذرونم.

نشونه های خوبی نمیبینم امروز.

صبور باش ...

صبور باش ...

/ 6 نظر / 48 بازدید
حاجی

نبودی؟ بی صدا اومدی؟ . . . حالا کجا داری می ری؟

فرشته

صبور بودن .. سخت ترني كار دنياست ...

سارا و سالار

سلااااااااام آنتیگونه جون منو یادت میاد ؟ الان اتفاقی دیدمت. خیلیییییییییی وقت بود گمت کرده بودم. نمیومدی وبمون آخه خودتم.