وقتی کبری تصمیمات به این معروفی میگیرد ، چرا من نگیرم ؟؟؟!!!

قبول دارم این عنوان برای یک پست شاید کمی طولانی باشد ، ولی از حق نگذریم بسیار پر معناست مخصوصاً وقتی در مورد تصمیمات انسان مهمی مثل من به کار برده میشود . راستش من دقیقاً خاطرم نیست که کبری چه تصمیمی گرفت و آخر و عاقبت تصمیمش چه شد و احتمالاً علت این بی حافظی و کج فهمی من اتفاقات این چند روزه ی اخیر است که شما را که سهل است ، خودم را هم انگشت حیرت بر دهان کرده !!! ( انتظار که ندارید همه چیزم را اینجا بنویسم ؟؟؟!!! دارید ؟؟؟!!! )

سال جدید هم با تمام قر و قمزه اش آمد و چون کلاً من انسان تصمیم گیرنده ای هستم که به طور متوسط روزی 50 – 60 تا تصمیم مهم و استراتژیک می گیرد و اصولاً مدیریت خواندن این دردسرها را دارد که همه از تو توقع گرفتن تصمیمات کلیدی دارند سمیه عزیزم هم از من خواست تا تصمیمات خفنی که برای امسال گرفته ام را رو کنم ...  

ضمناً این یک بازی وبلاگی است و هیچ ارزش قانونی خاصی ندارد ...

1)      چون نیمی از کسانی که مرا می شناسند معتقدند که من بسیار انسان مظلوم و مـﺄ خوذ به حیایی هستم و نیاز دارم کمی زبانم را تقویت کنم کبری ترین تصمیم امسالم خواندن زبان انگلیسی است !!! ( البته این ربطی به رفع مظلومیت من نداشت و من کماکان همان انسان خجالتی و سر به زیر سابق باقی خواهم ماند ... )

2)       از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان مادرم یک زمانی خیلی به من افتخار می کرد و هی دلش می خواست که من دکتر شوم اما قسمت نشد و از قضای روزگار مهندسی شدم از نوع صنایعش ( خَـــز تر و در پیت تر از این رشته باور کنید وجود نداشت وگرنه من همان را میخواندم !!! ) امسال تصمیم دارم درس بخوانم شاید دکتر شوم و مادرم را به آرزویش برسانم . البته جز خودم کسی به این قضیه امیدوار نیست و هر وقت در موردش حرف میزنم همه چپ چپ نگاهم می کنند و زیر لب می گویند : برو بابا تو این کاره نیستی آبجی !!!

3)      پایان نامه اصولاً چیز مزخرفی است و من به شدت از حذف آن حمایت میکنم !!! اما چه میشود کرد باید دادَش ... تصمیم دارم اضافه سنوات نخورم !!! هرگز و به هیچ وجه من الوجوهی ... پایان نامه ام را تا آخر امسال به هر قیمتی شده دفاع خواهم کرد . این خط ، این هم نشانش !!! (قابل توضیح اینکه پایان نامه ی من در حال حاضر در مرحله ی زیر صفر به سر می برد ... )

4)      تصمیم دارم روی فرهنگ خودم بسیار کار کنم !!! این که نمی شود دختری توی سن و سال من و با این همه خرس گندگی ، نتواند عین آدم حرف بزند و راه برود و لباس بپوشد ... قباحت دارد !!! مردم چه می گویند آخه ؟؟؟!!!

5)      مدتی است کتاب خواندن را ترک کرده ام !!! می خواهم دوباره بخوانم و بخوانم و بخوانم ... با شخم زدن افکار جمالزاده شروع کرده ام !!! عجیب با نوشته های این مرد ارتباط برقرار میکنم ...

6)      یک بزرگی بود که خیلی بزرگ بود اما نمیدانم اسمش چه بود … این بزرگ می گفت یک جا ماندن آب را می گنداند چه برسد به انسان !!! حالا شاید اصل گفته همین نبود ولی یک چیزی در همین مایه ها بود ... اصلاً چه اهمیتی دارد ، مهم این است که تصمیم به تغییر شغل و کلاً تغییر فیلد گرفته ام ... مخابرات با روحیه ی پروانه ای من سازگار نیست !!! دختر را چه به از دکل بالا رفتن آخه ... ( اون قسمت روحیه ی پروانه ای دروغی بیش نبود ، در ضمن !!! )   

---

پی نوشت : همین 6 تا تصمیم کافیه ی که دهن خودم و هفت جد و آبادم رو تا مدت های مدیدی مورد عنایت خودش قرار بده ، بنابراین بی خیال ما بقی قضایا میشم که یه وقت آخر سال نیاین یقه ام ر و بچسبین و بگین ، تو که این همه خوب تصمیم میگیری ، رو کن ببینیم چند تا از این تصمیماتت رو عملی کردی ...

---

بعداً اضافه شد :

باز هم من سوتی دادم و یادم رفت کسی رو دعوت کنم !!!

تصمیم گیرندگان عزیز بیان وسط ببینم چند مرده حلاج اند ...  

/ 58 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روشنک شهبازی

من همیشه خیلی تصمیمات مهم می گیرم اما ناخودآگاه اولش میگم از فردا !! اینجوری میشه که همیشه قراره از فردا تصمیمم رو عملی کنم ![نیشخند]

زینب

سلاااااااااااامممممممممممم!!!! تصمیم هات عملی نشد کبری؟![چشمک]

فرشید

دکتر فرشید وارد می شود! [عینک] از نظر بنده قصه تصمیم کبری افسانه ای بیش نبوده! پس به نظر من اصلا به کارایی که می خوای بکنی اهمیتی نده و انجامشون هم نده! راحت زندگیت رو بکن دختر! بیکاری ها!!! دکتر فرشید خارج می شود! [خداحافظ]

روشنک شهبازی

می دونی ؟ من موندم تو کار پشتکار تو که با چه حوصله ای اسمت رو می نویسی؟!

پروین

رفتی در جهت رسیدن به تصمیمات آنتیگونه اید قدم برداری؟[چشمک]

آوا

چه تصمیمات خوبی ایشالا همش تا آخر سال به نتیجه میرسه![ماچ]

آوا

کنری جان من نظر قبلیمو گم کردم آیا؟[سوال]

دنیا

من حتم دارم تو موفق میشی خانم دکتر ...