۞ هوین ژووووری ۞


هجویات یک ذهن چهارخونه ی راه راه


درد عشقت 8 ساله شد ...

غم نبودنت یکساله ...

رفتی و گم شدی پشت غبار بی وفایی و من ماندم و افسوس دست هایی که یک روز تنها گرمی بخش زندگی بی رونق و خالیم بود ...

هنوز هم شاه مقصودت همان بو را می دهد ...

هنوز هم سرگردان حل همان معادله ام ... معادله ی نبودنت !!!

بندینک دلت برای همیشه پاره شد !!!

رفتی ...

.

.

.

.

امسال باران آمد ...

آسمان هم با من اشک ریخت برای روز هایی که بی تو رفتند ...

خالی !!!

بدون برق نگاهت ...

بدون گرمی آغوشت ...

بدون شراب نفست  ...

.

.

.

.

امروز، رکورد نبودنت شکست !!!

---

پی نوشت : بد نیست شما هم یادی از قدیم بکنید. < اینجا >




نویسنده : آ * ن * ت * ی * گ * و * ن * ه ; ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آذر ۱۳۸۸